لجبازی کودکان؛ چرا بچهها لجبازی میکنند و والدین چگونه باید برخورد کنند؟
«هر چیزی میگم میگه نه!»، «اصلاً حرف گوش نمیکنه»، «اگر چیزی رو بخوام ازش بگیرم داد و فریاد میکنه» و «انگار عمداً میخواد با من مخالفت کنه!»
این جملات برای بسیاری از والدین آشناست. لجبازی کودکان یکی از رفتارهایی است که میتواند والدین را خسته، عصبانی و حتی نگران کند. اما آیا هر مخالفتی از طرف کودک به معنای لجبازی است؟ آیا کودکی که زیاد «نه» میگوید، حتماً کودک لجبازی است؟
واقعیت این است که برای درک رفتار کودک، باید قبل از هر چیز به ویژگیهای رشدی و ویژگیهای شخصیتی کودک توجه کنیم. بسیاری از رفتارهایی که از نگاه والدین «لجبازی» به نظر میرسند، ممکن است بخشی طبیعی از مسیر رشد کودک باشند یا به نیازهایی مربوط باشند که کودک هنوز نمیتواند آنها را به شکل مناسبی بیان کند.
آیا لجبازی همیشه نشانه بدرفتاری است؟
کودک در سالهای ابتدایی زندگی بهتدریج در حال کشف استقلال خود است. او میخواهد انتخاب کند، تصمیم بگیرد و احساس کند که در بعضی موقعیتها کنترل زندگی خودش را در دست دارد.
به همین دلیل، «نه گفتن» در بسیاری از دورههای رشدی میتواند کاملاً طبیعی باشد.
کودکی که میگوید «خودم انجام میدم»، «نمیخوام»، «نه!» یا با درخواست والد مخالفت میکند، لزوماً قصد آزار دادن یا بیاحترامی ندارد. گاهی او در حال تمرین استقلال است.
شناخت ویژگیهای رشدی کودک به والد کمک میکند بین یک رفتار طبیعی متناسب با سن و رفتاری که نیاز به مداخله جدیتر دارد، تفاوت قائل شود.
البته طبیعی بودن بخشی از مخالفتهای کودک به این معنی نیست که والد باید هر رفتاری را بپذیرد. کودک همچنان به حد و مرز، قانون و راهنمایی نیاز دارد؛ اما نحوه ایجاد این مرزها اهمیت بسیار زیادی دارد.
یکی از دلایل لجبازی کودک: شیوه نامناسب دستور دادن
یکی از اشتباهات رایج والدین این است که تصور میکنند هرچه بیشتر دستور بدهند، کودک بیشتر همکاری خواهد کرد.
«برو لباستو بپوش.»
«چند بار باید بگم اسباببازیهاتو جمع کن؟»
«دیگه با تبلت بازی نکن.»
«بیا غذا بخور.»
«این کارو نکن!»
وقتی تعداد دستورها زیاد میشود، کودک ممکن است بهجای همکاری، وارد چرخه مخالفت شود.
به همین دلیل، یادگیری دستور دادن درست و اصولی یکی از مهارتهای مهم والدگری است.
دستور مناسب باید تا حد امکان کوتاه، روشن و متناسب با سن کودک باشد. بهتر است والد بهجای چند درخواست پشت سر هم، یک درخواست مشخص مطرح کند و فرصت کافی برای واکنش کودک بدهد.
برای مثال به جای اینکه بگوییم:
«چند بار باید بگم این وسایلتو جمع کن؟ برو اتاقت رو مرتب کن، لباسهاتو هم بذار سر جاش و بعد بیا شام بخور.»
میتوان گفت:
«لطفاً ماشینهات رو داخل جعبه بذار.»
همچنین بهتر است والد از کودک انتظارهایی داشته باشد که با تواناییهای رشدی او متناسب باشند.
نه گفتن به کودک؛ آیا باید همیشه با «نه» مقابله کنیم؟
یکی از موضوعات مهم در تربیت کودک، نه گفتن است؛ هم نه گفتن کودک و هم نه گفتن والد.
کودک باید یاد بگیرد که همیشه نمیتواند به خواستههایش برسد. از طرف دیگر، والد نیز باید بتواند بدون خشم، تهدید و تنبیه، به بعضی درخواستهای کودک پاسخ منفی بدهد.
اما «نه» گفتن مؤثر با «نه» گفتن همراه با خشم تفاوت دارد.
برای مثال:
«نه! چون من گفتم!»
معمولاً فرصت زیادی برای یادگیری به کودک نمیدهد.
در مقابل، میتوان گفت:
«میدونم دوست داری بیشتر بازی کنی، ولی زمان بازی تموم شده. میتونی فردا دوباره بازی کنی.»
در این روش، احساس کودک انکار نمیشود اما قانون نیز کنار گذاشته نمیشود.
هدف این نیست که کودک هیچوقت ناراحت نشود. کودک باید یاد بگیرد که میتوان ناراحت، عصبانی یا ناامید بود و در عین حال قوانین را رعایت کرد.
قانون گذاری درست؛ نه سختگیری و نه بیقانونی
بعضی والدین برای جلوگیری از لجبازی کودک، قوانین را بسیار زیاد میکنند. بعضی دیگر نیز برای اینکه کودک ناراحت نشود، تقریباً هیچ قانون مشخصی ندارند.
هر دو حالت میتواند مشکلساز باشد.
کودک به قانون گذاری درست نیاز دارد؛ یعنی قوانین محدود، روشن، قابل پیشبینی و متناسب با سن.
برای مثال، به جای اینکه هر روز بر سر ساعت خواب بحث کنیم، میتوان یک قانون ثابت برای زمان خواب ایجاد کرد.
همچنین قوانین باید تا حد امکان قابل اجرا باشند. اگر والد قانونی تعیین کند که خودش هم نمیتواند به آن پایبند باشد، کودک بهتدریج متوجه میشود که قوانین جدی نیستند.
ثبات والدین نیز اهمیت زیادی دارد. اگر یک روز استفاده از موبایل ممنوع باشد و روز بعد کودک با گریه و اصرار بتواند یک ساعت بیشتر بازی کند، احتمالاً کودک یاد میگیرد که اصرار کردن میتواند قانون را تغییر دهد.
اما یک نکته مهمتر: همه کودکان شبیه هم نیستند
تا اینجا درباره تکنیکهایی صحبت کردیم که برای بسیاری از کودکان مفید هستند؛ اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد:
یک روش تربیتی ممکن است برای دو کودک، نتیجه یکسانی نداشته باشد.
چرا؟
چون کودکان فقط از نظر سن و مرحله رشدی با یکدیگر متفاوت نیستند؛ ویژگیهای شخصیتی متفاوتی نیز دارند.
ممکن است یک کودک بهشدت استقلالطلب باشد، کودک دیگری برای تصمیمگیری به زمان بیشتری نیاز داشته باشد. یک کودک ممکن است با تغییر برنامه بسیار راحت کنار بیاید و کودک دیگری در برابر تغییر مقاومت بیشتری نشان دهد.
بنابراین برای مدیریت رفتار کودک، فقط دانستن اینکه «چه کاری درست است» کافی نیست؛ گاهی لازم است بدانیم این کار را برای این کودک، با چه روشی انجام دهیم.
ارتباط ویژگیهای شخصیتی کودک با لجبازی
شناخت ویژگیهای شخصیتی میتواند به والد کمک کند رفتار کودک را دقیقتر تفسیر کند.
برای مثال، اگر کودکی نیاز زیادی به استقلال داشته باشد، دستورهای مستقیم و مکرر ممکن است مقاومت بیشتری در او ایجاد کند. در چنین شرایطی، گاهی دادن انتخابهای محدود میتواند همکاری کودک را بیشتر کند:
«اول مسواک میزنی یا اول لباس خوابت رو میپوشی؟»
در اینجا قانون تغییر نکرده است؛ کودک همچنان باید برای خواب آماده شود، اما احساس میکند در شیوه انجام کار سهمی از انتخاب دارد.
در مقابل، ممکن است کودکی بیشتر به ساختار، برنامه مشخص و اطلاع قبلی از تغییرات نیاز داشته باشد. برای چنین کودکی، ایجاد یک برنامه قابل پیشبینی و توضیح دادن تغییرات پیش از وقوع آنها میتواند بسیار کمککننده باشد.
بنابراین هنگام بررسی علت لجبازی کودک، بهتر است علاوه بر سن و شرایط محیطی، ویژگیهای شخصیتی او را نیز در نظر بگیریم.
نقش MBTI در شناخت بهتر ویژگیهای شخصیتی کودک
یکی از موضوعاتی که میتواند به والدین در شناخت تفاوتهای شخصیتی کمک کند، بررسی تیپهای شخصیتی با استفاده از مدلهایی مانند MBTI است.
هدف از شناخت تیپ شخصیتی این نیست که کودک را در یک برچسب ثابت قرار دهیم یا بگوییم «چون کودک من فلان تیپ است، پس همیشه همین رفتار را خواهد داشت».
برعکس، شناخت شخصیت باید به والد کمک کند نیازها، نقاط قوت، نقاط ضعف و شیوه واکنش احتمالی کودک را بهتر بشناسد. وقتی والد متوجه شود یک رفتار در کودک ممکن است با ویژگی شخصیتی او ارتباط داشته باشد، به جای اینکه سریعاً آن را «لجبازی» یا «بیادبی» تفسیر کند، میتواند به دنبال راهکار مناسبتری باشد.
به همین دلیل، در برخورد با لجبازی کودکان، ترکیب سه موضوع بسیار مهم است:
ویژگیهای رشدی + ویژگیهای شخصیتی + شیوه والدگری
نادیده گرفتن هر کدام از این سه مورد میتواند باعث شود والد از تکنیکی استفاده کند که با نیاز واقعی کودک هماهنگ نیست.
هنگام لجبازی کودک چه کار کنیم؟
در زمان لجبازی، اولین قدم این است که والد تلاش کند خودش وارد چرخه لجبازی نشود.
اگر کودک میگوید: «نمیخوام!»
و والد پاسخ میدهد: «باید انجام بدی!»
کودک میگوید: «نمیکنم!»
و والد با صدای بلندتر میگوید: «گفتم انجام بده!»
ممکن است خیلی سریع یک موضوع ساده به جنگ قدرت تبدیل شود.
در چنین شرایطی بهتر است والد:
- درخواست خود را کوتاه و روشن بیان کند.
- احساس کودک را ببیند، اما قانون را کنار نگذارد.
- از تهدید و تحقیر استفاده نکند.
- در موارد ممکن، انتخابهای محدود در اختیار کودک قرار دهد.
- قوانین را از قبل و به شکل قابل پیشبینی مشخص کند.
- انتظارهای خود را با سن و توانایی کودک هماهنگ کند.
- در زمان آرامش درباره رفتار کودک صحبت کند، نه وسط بحران.
- مهمتر از همه اینکه والد باید بداند هدف تربیت، حذف تمام مخالفتهای کودک نیست.
هدف این است که کودک بهتدریج یاد بگیرد احساسات و خواستههای خود را بیان کند، محدودیتها را بپذیرد، مسئولیت رفتار خود را بر عهده بگیرد و مهارتهای لازم برای مدیریت خودش را یاد بگیرد.
لجبازی کودک را از زاویه دیگری ببینیم
- گاهی پشت رفتار لجبازانه کودک، نیاز به استقلال است.
- گاهی خستگی، گرسنگی یا هیجان زیاد.
- گاهی یک ویژگی رشدی طبیعی.
- گاهی یک الگوی رفتاری که به دلیل واکنشهای اطرافیان تقویت شده است.
- و گاهی نیز ویژگیهای شخصیتی کودک باعث میشود یک موقعیت خاص برای او دشوارتر باشد.
بنابراین قبل از اینکه بگوییم «چطور لجبازی بچهام را متوقف کنم؟»، شاید بهتر باشد بپرسیم:
«این رفتار کودک چه چیزی درباره نیازها و ویژگیهای او به من میگوید؟»
این تغییر نگاه، یکی از مهمترین قدمها در مسیر والدگری آگاهانه است.
والدگری هوشمندانه؛ شناخت کودک قبل از تغییر رفتار
اگر میخواهید لجبازی کودک را بهتر مدیریت کنید، تنها یادگیری چند تکنیک رفتاری کافی نیست. مهم است بدانید کودک شما چه ویژگیهای شخصیتی دارد، نقاط قوت و ضعف او چیست و هر روش تربیتی را چگونه باید متناسب با شخصیت او اجرا کرد.
در دوره «والدگری هوشمندانه» با تمرکز بر شناخت ویژگیهای شخصیتی کودکان، تیپهای شخصیتی بر اساس MBTI، نقاط قوت و ضعف هر تیپ و راهکارهای بازیمحور برای تعدیل نقاط ضعف صحبت میکنیم.
همچنین در بخشی از دوره بهصورت اختصاصی به دلایل لجبازی کودکان میپردازیم و بررسی میکنیم که هنگام مواجهه با رفتارهای لجبازانه، با توجه به ویژگیهای شخصیتی کودک چه نکاتی اهمیت بیشتری دارند. در بخش دیگری نیز موضوع مسئولیتپذیری کودکان و شیوه تقویت آن با توجه به تفاوتهای شخصیتی بررسی میشود.
هدف از این دوره این نیست که والد یک نسخه یکسان برای همه کودکان داشته باشد؛ بلکه هدف این است که والد بتواند کودک خودش را بهتر بشناسد و شیوه والدگری را با ویژگیهای او هماهنگتر کند.
برای آشنایی بیشتر با دوره والدگری هوشمندانه میتوانید از [اینجا] وارد صفحه دوره شوید و درباره محتوای جلسات و نحوه برگزاری آن بیشتر بخوانید.
اگر هم به دنبال مطالب کاربردی بیشتری درباره تربیت کودک، مدیریت رفتار، ویژگیهای شخصیتی و رابطه والد و کودک هستید، میتوانید از صفحه اصلی سایت دیدن کنید.