دسته‌بندی نشده

چرا کودک بدرفتاری می‌کند؟ 4 دلیل پنهان پشت رفتارهای چالش‌برانگیز

چرا کودک بدرفتاری می‌کند؟

«چرا هر کاری ازش می‌خوام، مخالفت می‌کنه؟»

«چند بار باید بگم تکلیفت رو بنویس؟»

«انگار عمداً کاری می‌کنه که من عصبانی بشم!»

این جمله‌ها برای بسیاری از والدین آشناست. وقتی کودک همکاری نمی‌کند، مخالفت می‌کند، غر می‌زند، کارهایش را به تعویق می‌اندازد یا رفتاری انجام می‌دهد که والد آن را «بدرفتاری» می‌داند، معمولاً اولین واکنش این است که بخواهیم رفتار را متوقف کنیم.

اما اگر کمی عمیق‌تر نگاه کنیم، ممکن است متوجه شویم پشت بسیاری از این رفتارها، فقط لجبازی یا نافرمانی نیست؛ بلکه تلاش کودک برای دیده شدن و دریافت توجه است.

کودکان به دلایل مختلف و با توجه به ویژگی‌های شخصیتی، تجربه‌های قبلی و آنچه در خانواده آموخته‌اند، ممکن است برای ارضای این نیاز، مسیرهای متفاوتی را انتخاب کنند. یک کودک با جلب توجه، دیگری با قدرت‌نمایی، کودک دیگر با انتقام گرفتن و کودک دیگری با عاجز نشان دادن خودش تلاش می‌کند توجه والد را به دست بیاورد.

بنابراین، اگرچه شکل بدرفتاری‌ها متفاوت است، اما ممکن است نیاز مشترک پشت آن‌ها این باشد: «من را ببین، به من توجه کن و حضورم را احساس کن.»

۱. جلب توجه؛ «با این رفتار بالاخره من را می‌بینی!»

بعضی کودکان برای گرفتن توجه مستقیم والد، رفتار نامناسب را ادامه می‌دهند.

مثلاً مادر به کودک می‌گوید: «تلویزیون رو خاموش کن.» کودک توجهی نمی‌کند. مادر دوباره تکرار می‌کند. باز هم کودک خاموش نمی‌کند. این اتفاق شاید ده بار تکرار شود و در نهایت مادر عصبانی شود و با صدای بلند صحبت کند.

در اینجا ممکن است کودک یاد گرفته باشد که رفتار نامناسب، توجه زیادی از مادر دریافت می‌کند. حتی اگر این توجه همراه با عصبانیت باشد، باز هم برای کودکی که نیاز زیادی به دیده شدن دارد، نوعی ارتباط محسوب می‌شود.

بنابراین لازم است توجه والد فقط در زمان بدرفتاری فعال نشود. بازی مشترک، گفت‌وگوی کوتاه، تماس چشمی، تشویق رفتارهای مناسب و اختصاص زمان مشخص برای کودک، کمک می‌کند نیاز او به توجه از مسیرهای سالم‌تری تأمین شود.

۲. اعمال قدرت؛ «من هم می‌خواهم دیده شوم و حق انتخاب داشته باشم»

گاهی کودک برای اینکه احساس کند در رابطه با والد «قدرت» و استقلال دارد، وارد جنگ قدرت می‌شود.

مثلاً مادر می‌گوید: «بیا تکلیفت رو بنویس.» کودک پاسخ می‌دهد:

«خودم می‌دونم کی بنویسم!»

«خودم بزرگ شدم!»

«با من مادری نداشته باش!»

در این شرایط، هرچه والد بیشتر دستور بدهد و کودک بیشتر مقاومت کند، ممکن است یک چرخه قدرت شکل بگیرد.

والد می‌تواند ضمن حفظ قانون، از جنگ قدرت فاصله بگیرد. مثلاً به جای تکرار مداوم دستور، انتخاب‌های محدودی در اختیار کودک قرار دهد: «می‌خوای ساعت پنج تکلیفت رو شروع کنی یا پنج‌ونیم؟»

کودک همچنان باید تکلیفش را انجام دهد، اما در محدوده‌ای امن، فرصت انتخاب و استقلال پیدا می‌کند.

۳. انتقام گرفتن؛ «تو من را ندیدی، حالا من هم ناراحتت می‌کنم»

گاهی کودک زمانی که احساس کرده مورد بی‌توجهی، بی‌عدالتی یا ناراحتی قرار گرفته، از رفتارهای تلافی‌جویانه برای جلب توجه استفاده می‌کند.

یکی از شکل‌های رایج آن گروکشی کردن است.

مثلاً مادر می‌گوید: «بیا تکلیفت رو بنویس.»

کودک جواب می‌دهد: «قرار بود مدادرنگی ۳۲ رنگ برام بگیری. هر وقت برام خریدی، منم تکلیفم رو می‌نویسم!»

در اینجا کودک تلاش می‌کند با شرط گذاشتن، رابطه را به یک معامله تبدیل کند و توجه و قدرت بیشتری به دست بیاورد.

والد بهتر است وارد بازی تلافی و معامله نشود. می‌تواند هم احساس کودک را ببیند و هم قانون را حفظ کند: «می‌دونم خیلی دوست داری اون مدادرنگی رو داشته باشی، اما خریدنش ربطی به انجام تکلیفت نداره. الان وقت تکلیفه و بعد درباره مدادرنگی صحبت می‌کنیم.»

۴. عاجز جلوه دادن خود؛ «اگر نتوانم، مامان کنارم می‌ماند»

این رفتار ممکن است در نگاه اول شبیه کمبود اعتمادبه‌نفس یا ناتوانی کودک به نظر برسد، اما همیشه این‌طور نیست.

گاهی کودک توانایی انجام کار را دارد، اما متوجه شده اگر خودش را ناتوان نشان دهد، والد بیشتر کنارش می‌ماند و به او توجه می‌کند.

مثلاً کودکی که می‌تواند به تنهایی لباس بپوشد، می‌گوید: «نمی‌تونم لباس بپوشم، کمکم کن.»

یا کودکی که بارها خودش تکلیف نوشته، می‌گوید: «من نمی‌تونم تنهایی تکلیف بنویسم، کنارم باش.»

ممکن است این کودک بیش از آنکه به کمک نیاز داشته باشد، به حضور و توجه والد نیاز داشته باشد؛ به‌خصوص اگر مادر یا پدر معمولاً به دلیل کار و مسئولیت‌های مختلف زمان زیادی برای بودن در کنار او ندارد.

در این شرایط، انجام دادن کامل کار به جای کودک، نیاز او را به شکل سالم تأمین نمی‌کند. بهتر است والد توجه و حضور خود را از انجام دادن کار جدا کند: «من کنارت هستم، ولی تکلیف رو خودت می‌نویسی.»

پشت این چهار رفتار، یک نیاز مشترک

جلب توجه، اعمال قدرت، انتقام گرفتن و عاجز جلوه دادن خود، ممکن است در ظاهر کاملاً متفاوت باشند؛ اما گاهی همه آن‌ها یک پیام مشترک دارند:

«من را ببین.»

هر کودک با توجه به شخصیت، تجربه‌های خانوادگی و الگوهایی که در رابطه با والدین آموخته، ممکن است یک روش متفاوت برای دیده شدن انتخاب کند.

بنابراین هدف فرزندپروری مؤثر فقط متوقف کردن بدرفتاری نیست. باید به کودک کمک کنیم نیازش به توجه، ارتباط و دیده شدن را از راه‌های سالم‌تری دریافت کند؛ در عین حال که قوانین و مرزهای خانواده نیز روشن و ثابت باقی می‌مانند.

وقتی والد یاد می‌گیرد پشت رفتار را ببیند، نه اینکه فقط با خود رفتار بجنگد، بسیاری از موقعیت‌های روزمره مثل تکلیف نوشتن، خوابیدن، جمع کردن وسایل یا همکاری نکردن کودک، شکل متفاوتی پیدا می‌کنند.

در دوره «الفبای فرزندپروری» این موضوع را عمیق‌تر بررسی می‌کنیم و درباره دلایل بدرفتاری کودکان، شیوه شناخت نیازهای آن‌ها، همدلی، گوش دادن فعال، قانون‌گذاری صحیح و روش‌های مؤثر ارتباط با کودک صحبت می‌کنیم.

برای مطالعه مطالب بیشتر درباره رشد و فرزندپروری کودک و نوجوان، می‌توانید به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید و سایر مقالات و دوره‌های آموزشی را ببینید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *